ذهن باید بیندیشد، زیرا ذهن که نمی اندیشد همانند متروکه ای می ماند که کسی در آن زیست نمی کند و آشکارا ست که خانه ای هیولا و جن و پری و ارواح و... خواهد بود. ذهن که نمی اندیشد اندیشانده می شود، زمانی که ذهنی اندیشانده می شود این ذهن به خطا می رود، زیرا ذهن که خودش با اراده خودش و به خواست خودش انتخاب راه و روش نکرد این گونه ذهن در قید و در بند است. چنین است که ذهن های خالی و بدون اندیشه همیشه قربانی خواست ها و برنامه های دیگران می شوند!. در جامعه ای که ما زاده و بزرگ شدیم همیشه ذهن ها اندیشانده می شوند، و ذهن اندیشمند وجود ندارد، و بر این جامعه همیشه از بیرون یعنی از ذهن اندیشمند و بیرونی حکمروایی صورت می گیرد. پس هیچ انتظاری نمی رود که این ملت به آسایش و رفاه برسد. افغانستان یعنی همین متروکه ای وحشتناک که هزاران گونه درنده و خزنده و گزنده و پرنده لانه کرده است، هیولایی تمام!
برچسب:
نویسنده: آرشان عابدی