خرید بک لینک
تنگ و تاریک
سالهاست راه را اشتباه می روم
این خصلت را به میراث برده ام
تا گورهم دست از گریبانم رها کردنی نیست، این دل تنگ!
این قلب شکسته و پاره پاره، این گلوی پر از بغز!
به کدام ویران آباد سر بزنم تا دود این دل سوخته را رها کنم؟
این دل سوخته یک مرحم درد می خواهد، تا اشکهای خونینش را روی شانه هایش قطره قطره بچکاند.
آره! من یک خطا کارم همیشه اشتباهاتم را تکرار می کنم !
و این دل سوخته را بار بار به آتش می کشم!
حالا هم داره می سوزد و چشمهایم خون گریه می کند
دل تنگ! دیگر خسته شده ام
می اندازمت به دهن گرگ!

برچسب: دلتنگ چت,دلتنگ پدر,دلتنگ مادر,دلتنگ چت روم,دلتنگ مادرم,دلتنگ توام جانا,دلتنگ غروبی خفه بیرون زدم,دلتنگ خانواده ام,دل تنگ من,دلتنگ مادرم هستم, نویسنده: آرشان عابدی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:48

صفحه بندی